حکمت؟ تقدیر؟ سرنوشت؟

خب مثل اینکه خیلی دیر اومدم .سلام دوستان .طاعات و عبادات همتون قبول باشه .

من از هر چی وارد این دانشگاه شدم همش امتحان داریم . یک ماه که مدام امتحان مید ترم بعدشم فرجه ( که میدونید واسه چیه؟ همه چی غیر درس خوندن.) اما من این ترم ترکوندم خودمو .از بس سرم رو کتابا بود و جزوه و جزوه نوشتن شخصی خودم دیگه چشام سویی نداشت.دستم درد گرفته و گردنم کج شده .

این ترم گفتم ببین اومدی دانشگاه درس بخونی .یللی تللی رو بذار کنار مثل بچه ادم درس بخون .خلاصه با وجود اینکه تمام برنامه هام پر بود خدا رو شکر تموم شد .و به خوبی هم تموم شد .

برنامه از این قرار بود که صبح دو ساعت قبل از دخترک بیدار میشدم و درس میخوندم .بعد اون بیدار میشد و سریع یه صبحانه فوری فوتی و روشن کردن تلویزیون مهیا میکردم .و دوباره سرم رو درس  و کتاب .البته در حینش یه شس باری برای اطاعت اوامر فسقلی بلند میشدم .مامان سیب میخوام .مامان اب میخوام .مامان از تو این نمیخوام برو تو اون لیوان نی دار بکن .مامان پاشو برام نون بیار .مامان برو تخم مرغ درست کن .مامان دفتر نقاشیم کوش؟ مامان این لباس گرمه .مامان کش مو نمیخوام .مامان بریم خونه خاله .مامان جیش دارم .مامان ........مامان ..........مامان .....گریه .جیغ ......دااااااااااادددددد.صدای کارتون ....قهر ......بوس ......اشتی ....پشتک وارو .......کارای خونه .اشپزی ....جواب دادن تلفن ....و .......و ...........و .........

همه اینا در حین درس خوندن من اتفاق افتاد .اما من این ترم واقعا عوض شدم .نمیتونستم دخترم رو در عرض سه ماه بزرگش کنم بشه یه دختر 18 ساله حرف گوش کن( که اونم میدونم مصیبتای خاص خودش رو داره ) پس از اول ترم تصمیم گرفتم مفرح درس بخونم .خوش خوشانک ......

با شروع ماه رمضون و شروع بازیهای جام جهانی نور علی نور شد .صدای گوشخراش گزارشگر فوتبال هم اضافه شد .همراه با جنگ پدر و دختر بر سر تلویزیون .این میگه فوتبال اون میگه کارتون .منم که مترسک سر خرمن .

اما واقعا کیف کردم .خودمو چسبوندم به درس .اینا مشغول تماشای برنامه مورد علاقه منم تو اتاق و یا حتی در کنار اینا مشغول درس خوندن .

یه عادت بدی هم که دارم اینه که حتما باید نت برداری  کنم .اونم حتما باید با خط خودم باشه .نه جزوه خلاصه شده دیگران .ینی جزوه هر کیو برمیداشتم دوباره بازنویسی میکردم .خوندنم طول میکشید اما جذاب بود چون باعث میشد بیشتر روش مکث کنم .

فکر کنید هر درس رو چند دور تا روز امتحان بخونم خوبه؟ اونم کارشناسی ارشد زبان؟

تقریبا 6 دور .دور اول که روخوانی بود .دور دوم عمیقتر که بفهمی چی گفته .دور سوم شروع به نت برداری کردم .دور چهارم حفظ و دور پنجم باز حفظ و دورششم نکات هایلایت شده بسیار مهم .هر رنگی تو جزوه من یه معنی داره .مثلا سبز ینی سر تیترها که باید بفهمی داری چی میخونی و به چی ربطش بدی .

خلاصه سر پیری و معرکه گیری که میگن مال منه .به خاطر مشکلاتی که در حین دوره لیسانس داشتم و نتونستم خوب درس بخونم اینجا انتقام اون روزها رو میگیرم .

شاید یه عده ای باشن که در حین امتحان فاینال هیچ جا نرن اما من نهایت استفاده رو بردم .و همه جا هم رفتم .مخصوصا شب امتحان حتما یه سر میرفتم بیرون تا روحیم عوض شه .درسای واقعا سنگینی بود اما گذشت /

×××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××

خیلی در مورد درس وراجی کردم .بریم یه کم غیبت بکنیم .از خود راضی

من یه عادی که دارم اگه یادتون باشه اینه که ماه رمضون باید تو اشپزخونه باشم و تو یخچال و کمدم پر باشه و من همیشه خوراکی  و ودسر درست کنم ببرم بیرون .

خب این روال زندگی منه .اوایل همسر غر میزد بعدها فهیمد این سنت دیرینه خانوادگی منه . وقتی عمه برای من یه چیزی میاره منم حتما باید براش یه چیزی درست کنم ببرم .اصلا اومدیم و زن دایی نیاورد من حتما براش میبرم .نه به این خاطر که اون تو رو درواسی بیفته و بیاره .فقط به این دلیل که من دوست دارم براش یه چیزی برده باشم .

حالا تا اینجاش به کسی بر خورده؟ بله.به خواهر شوهر .یه بار ما مهمونی دعوت بودیم منم سریع چند مدل دسر درست کردم بردم برای اونی که مارو دعوت کرده خونشون اخه ناجور بود دست خالی .دیدم خانم اخماش رفته تو هم که ینی ما نبردیم این چرا اورده .شما میگین رسم نداریم من میگم ما رسم داریم .

××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××

از اونجایی که من پیش مادر شوهر گرامی زندگی میکنیم ( در جهنم دنیوی ) دو ساله که دنبال جایی میگردیم که اینجا پاشیم و راحت بشیم اما هر چی میگردیم همیشه سه  اتفاق میفته:

1- یا اونی که میخوایم پیدا نمیکنیم.

2- یا پیدا میشه اما عیب و ایراد فراوان داره

3- یا از عیبهاش چشم پوشی میکنیم اما درست حین جوش خوردن معامله , این معامله به هم  میخوره

کسی حکمت اینو واسه من توضیح بده .

همسر میگه : حتما خدا میخواد یه چیز بهتر نصیب کنه که من میگم نمیخوام همین خوبه .

 یا میگه حتما خیریت هست .که من میگم چه خیریتی هست که من باید اینجا عذاب بکشم؟ من دیگه داغونم .رو تربیت بچه من تاثیر گذاشتن.هر باید و نباید ما از نظر اونا حکم بیرحمی داره .تربیت ما رو قبول ندارن .میخوان یکی مثل خودشون تربیت کنن.

من دوست ندارم بچم کینه ای باشه .دوست ندارم به دخترم بگن همه بچه های محل بدن فقط تو خوبی .....دوست ندارم وقتی خودمون بهترین امکانات رو میتونیم براش تهیه کنیم امکانات دیگران رو به رخ ما بکشن .( چون اینجا که هستیم نمیشه مرتب وسایل خونتو عوض کنی چون اخرش میری خونه خودت .باید وسایل نو رو بذاری واسه خونه تر و تمیز نو ) میخوام هر کی میاد خونه زنگ در خونه خودمو بزنه نه خونه کسی دیگه ای رو .

اخه این چه حکمتیه نمیدونم .پول هست .خونه هم هست .فراوون .اپارتمان خوب هم زیاده اما تنها مانع همان حکمت خداوند است .

همسر مدام میگه :

نه انچه من خواست همان میشود                   هر چه خدا خواست همان میشود

 

وقتی میرم بیرون و میام خونه بپا نمیخوام که تو دلشون حتی بگن این تا الان کجا بوده وقتی همسرم میدونه من خونه دوستم بودم .و من لازم نمیدونم برای همه اونایی که تو اون ساختمون هستن توضیح بدم .اینا همش محدودیت هست .

دعا کنید جور شه من اینجا پاشم برم سر خونه زندگیم .هر کی یه اشتباه کوچیک کنه و فاکتور مهمی مثل خونه رو نادیده بگیره ( حالا از رو خیرخواهی یا ترحم ) باید اینهمه تاوان پس بده ؟

 

 

/ 7 نظر / 19 بازدید
همایون

سلام دوست بسیار خوبم امیدوارم در تمام شئون زندگی موفق و سر بلند باشی آنچه که در این پست نوشتی نشان اراده قوی و همت والای شماست. بسیار هم شیرین نوشتید. انشاالله که مسئله خانه هم حل میشود و شما هم به آرزوی خودتان میرسید. اما شاید آنموقع بیشتر قدر دور هم بودن را بدانید. برایتان بهترین ها را آرزو دارم تشکر [لبخند][گل][گل][گل][گل][گل]

jooubar

سلام عزیزم آفرین [دست][دست] به سلامتی سال بعد این موقع تمومه مرسی که بهم سر می زنی من چن بار اومدم ولی نمی شد برات کامنت بزارم ایشالا دیگه طلسم خونه خریدنتونم امسال میشکنه [چشمک] بازم ممنون [قلب] موفق باشی [گل]

ویولون

ی ماه سر به مُهر، سَر از سجده برمدار ، پشت سرت کسیست که شق-القمر کند مَن از عمق وجود خودم ، خدایم را صدا کردم ..... نمیدانم چه میخواهی ..... ولی امروز برای تو ..... برای رفع-غم هایت ..... برای قلب-زیبایت ..... برای آرزوهایت ..... به درگاهش دعا کردم و میدانم خدا از آرزوهایت خبر دارد ، یقین دارم دعاهایم اثر دارد . . . الهی انچه تو این شبا به “خوبانت” عطا می کنی به ما هم عطا کن…. التماس-دعا-خوبان

بهار من

سلام خانمی توکل به خدا ان شاالله خونه هم درست میشه تبریک بابت نمره ها راستی تو این شبا منم دعا کنید خوشحال میشم به منم سر بزنی ... آپم

عمه

بر روح تمام شیعیان تیغ زدند بر مردترین مرد جهان تیغ زدند خورشیدبه سینه، ماه برسر می زد انگاربه فرق آسمان تیغ زدند. سالروز ضربت خوردن امام علی(ع) تسلیّت باد

سایرا

یک دور کامل خوندن قرآن و هدیه به موسی کلیم االله ایه 25 سوره مومنون برای خرید خانه هر روز بعد نماز صبح یا مدام با خودت تکرارش کن چهل روز روزی یک مرتبه سوره یس

رویا

سلام عزیزم خداروشکر که امتحانا بلاخره تمام شد و ما هم دیدیمت.وای واقعا سخته زندگی با خانواده همسر اونم با این اخلاقها...منم برات دعا میکنم زود یه خونه خوب پیدا بشه براتون عزیزم اون آیه25سوره مومنون رو منم زیاد شنیدم حتما بخون